( اسم ) 1- محلی که کلیه غنایم و اموال پس از تقسیم و توزیع بین ذوی الحقوق در آنجا جمع میشد خزانه کل مملکت در عهد خلفا : (( و هر روز هزار درم از مال خود بصدقه دادی نه از بیت المال . 2- نره آلت رجولیست . یا بیت المالجی ( المالچی ) . 1- کسی که از طرف سلطان متصدی بیت المال بود. 2- کسی مه از طرف سلطان مسئول نگهداری اموال غایبان و یتیمان بود حاکم امور مجهول المالک ( بقول تذکره الملوک در عهد صفویه قاضی رسما این سمت را داشته . )
بیت الاموال 0 خانه ایکه مال غنیمت و مال متوفی بعد از ضبط در آن نگاهدارند 0 یا خزان. اسلام 0
اسلامی
( صفت ) 1 - منسوب به اسلام آنچه از تمدن و فرهنگ و جز آن که منسوب به اسلام باشد . 2 - پیرو اسلام مسلمان . جمع : اسلامیان . یا دور. اسلامی عهد اسلامی . دور. بعد از اسلام . یا قرون اسلامی . قرنهایی که از آغاز اسلام ببعد سپزی شده است .
عدالت
عادلبودن, انصافداشتن, دادگربودن, دادگری
1 - ( مصدر ) داد کردن دادگر بودن انصاف داشتن . 2 - ( اسم ) دادگری . یا عدالت اجتماعی . عدالتی که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند .
نژاد
( اسم ) 1 - اصل ونسب گوهر: من ثناگوی توام زیرانژادم نیست بد خودنکوی گوی تراهرگزنبوده بدنژاد. ( سنائی .مد.2 ) 553 - مجموعه افرادی که ازحیث مشخصات قیافه کوتاهی وبلندی قدوضع لب ودندان هیات چشم وضع مورنگ پوست بدن خصایص روحی واخلاقی نباهم شباهت دارند.توضیح سابقابشر را بچهارنژاداصلی تقسیم میکردندازین قرار(این تقسیم بندی امروزه موردتوجه نیست ): یا نژاد زرد( اصفرزردپوست ) .نژادی که پوست بدن افراد آن زردرنگ جمجمه مستدیرلبها نازک چشمهابادامی است .مسکن این نژاددر مشرق آسیا( چین وژاپن ) بعضی قسمتهای غربی آسیاوشمال اروپا( فنلاند) ومشرق اروپا ( ترکیه ) وغیره میباشد.یانژادسرخ ( احمر قرمزسرخ پوست ).سکنه اصلی وبومی آمریکا که درقدیم الایام دارای تمدنی بودندو امروزه عده کمی از آنهادربعض قریه هاو بیابانهاوجنگلهای داخلی آمریکاسکونت دارند اروپاییان آنانرا[ هندی ] نامندوروزبروز ازتعدادایشان کاسته میشود.توضیح وجه تسمیه آنهابه سرخ پوست بمناسبت ماده سرخ رنگی است که بصورت وتن خودمالند.یانژاد سفید( ابیض سفیدپوست ) .نژادی که افراد آن دارای چهره کشیدهموی سیاه وموج داریا خرمایی بینی باریک ومستقیم لبهای نسبه نازک و پوست سفیدرنگ است.مسکن عمده آنها اروپا افریقای شمالی نواحیی از آمریکاو اقیانوسیه است .یانژادسیاه .( اسودسیاه پوست ). نژادی که افراد آن دارای بینی پهن پوست قهوه یی یاسیاه گونه های برجسته و لبهای کلفت اند.مسکن آنان مراکزافریقا ( مخصوصا سودان ) است .عده ای ازایشان در زمان برده فروشی بامریکارفته در آنجاساکن شده اند. 3 - کوچکترین تقسیم بندی درسلسله جانوری وگیاهی که شامل گروهی ازافراد میباشد توضیح ازمجموع چندنژادگونه حاصل میشود وچندگونه جنس راپدیدمیاورندوازچند جنس تیره بوجودمیایدومجموع تیره هاراسته رابوجودمیاورندومجموع راسته هاایجاد رده میکنند واتحادرده هاشاخه رابوجود میاورند.
شهادت
( مصدر ) 1 - گواهی دادن . 2 - کشته شدن در راه خدا شهید گردیدن شهادت امام حسین (ع) . یا شربت شهادت . شهید شدن . یا شهادت سر بسته . گواهیی که در آن شک و ریب و غرضی نباشد و از روی اخلاص و راستی ادا شود . یا عالم شهادت . عالم اجسام عالم ناسوت مقابل عالم غیب . یا قول شهادت . گفتن کلمه شهادت . یا کلمه شهادت . لا اله الا الله و محمد رسول الله
قیام
برخاستن, ایستادن, بپاخاستن
1 - ( مصدر ) ایستادن خاستن بپا خاستن 2 - راست شدن کار 3 - ( اسم ) ایستادگی .
قیوم
قیام الدین
شاعر اصفهانی متخلص به حیرت
قیام الساعه
( مصدر) برخاستن قیامت . یا تاقیام الساعه . تا قیامت الی الابد : و این فتنه تا قیام الساعه قایم بماند .
قیام کردن
( مصدر ) 1 - برخاستن 2 - انجام دادن اجرا کردن : مختال آنست که خود را عظیم داند ... و بحقوق الله قیام نکند 3 - مشغول شدن .
قیامت قیام
( صفت ) آنکه قیامت برپا کند .
بنی امیه
( خلفای بنی امیه ) یا امویان ( 40 ه. ق . / 660 م . - 132 ه. ق . / 750 م . ) سلسله خلفای اسلامی از خاندان بنی امیه که پس از خلفای راشدین در سال 40 ه. ق . زمان حکومت ممالک اسلامی را در دست گرفتند و خلافت انتخابی روحانی را به سلطنت ارثی مبدل ساختند . موسس دولت بنی امیه معاویه بن ابوسفیان از دشمنان و معاندان علی ع بود و آخرین آنان مروان دوم به دست ابو مسلم خراسانی در مغرب ایران مقتول گردید .
بنی عباس
یا آل عباس یا عباسیان سلسله ای ( از خلفای اسلامی هستند از اولاد عباس بن عبد المطلب موسس این سلسله عبد الله سفاح بکمک ایرانیان - که بسرداری ابو مسلم خراسانی در برابر جور و بیداد خلفای بنی امیه قیام کردند - بخلافت ممالک اسلامی رسیدند . از خاندان عبد الله 36 تن بر قسمتی از ممالک اسلامی و آسیای غربی حکومت کردند ( 656 -132 ه. ق ./ 1258 - 750 م . ) اسامی افراد این خاندان از این قراراست : 1 - ابو العباس سفاح ( 132 ه. ق ./ 750 م . ) 2 - منصور ( 136 ه. ق ./ 754 م . ) 3 - مهدی ( 158 ه. ق ./ 775 م . ) 4 - هادی ( 169 ه. ق ./ 785 م . ) 5 - رشید (هارون)( 170 ه. ق ./ 786 م . ) . 6 - امین ( 193 ه. ق ./ 809 م . ) 7 - مامون ( 198 ه. ق ./ 813 م . ) 8 - معتصم ( 218 ه. ق ./ 833 م . ) 9 - واثق ( 227 ه. ق ./ 842 م . ) 10 - متوکل ( 232 ه. ق ./ 847 م . ) 11 - منتصر ( 247 ه. ق ./ 861 م . ) 12 - مستعین ( 248 ه. ق ./ 862 م . ) 13 - معتز ( 251 ه. ق ./ 865 م . ) 14 - مهتدی ( 255 ه. ق ./ 869 م . ) 15 - معتمد ( 256 ه. ق ./ 870 م . ) 16 -معتضد ( 279 ه. ق ./ 892 م . ) 17 - مکتفی ( 289 ه. ق ./ 902 م . ) 18 - مقتدر ( 295 ه. ق ./ 908 م . ) 19 - قاهر ( 320 ه. ق ./ 932 م . ) 20 - راضی ( 322 ه. ق ./ 934 م . ) 21 - متقی ( 329 ه. ق ./ 940 م . ) 22 - مستکفی ( 333 ه. ق ./ 944 م . ) 23 - مطیع ( 334 ه. ق ./ 946 م . ) 24 - طائع ( 363 ه. ق ./ 974 م . ) 25- قادر ( 381 ه. ق ./ 991 م . ) 26 - قائم ( 422 ه. ق ./ 1031 م . ) 27 - مقتدی ( 467 ه. ق ./ 1075 م . ) 28 - مستظهر ( 487 ه. ق ./ 1094 م . ) 29 - مستر شد ( 512 ه. ق ./ 1118 م . ) 30 - راشد ( 529 ه. ق ./ 1135 م . ) 31 - مقتفی ( 530 ه. ق ./ 1136 م . ) 32 - مستنجد ( 555 ه. ق ./ 1160 م . ) 33 - مستضئ ( 566 ه. ق ./ 1170 م . ) 34 - ناصر ( 575 ه. ق ./ 1180 م . ) 35 - ظاهر ( 622 ه. ق ./ 1225 م . ) 36- مستنصر ( 623 ه. ق ./ 1226 م . ) 37 - مستعصم ( 656 - 640 ه. ق ./ 1258 - 1242 م . )
+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:17 توسط بیزادی زاده،آموزش،شعبانی،خسروی آ
|
این وبلاگ بخشی کار عملی درس بررسی کتب تعلیمات اجتماعی ابتدایی دانشجویان مرکز تربیت معلم بنت الهدی صدر است