درس 2
| کوهپایه |
|
زمینپایینکوه, دامنکوه, کوهستان |
| کوهپایه |
|
زمینپایینکوه, دامنکوه, کوهستان |
| کوروش |
| کره زمین |
| نقشه |
| راه آبی |
در نقاط مختلف جهان برای ایجاد سهولت و سرعت در کار مسافرت یا حمل و نقل از اقیانوسها و دریاها و دریاچه ها و برخی از رودخانه ها که قابل کشتیرانی هستند استفاده میشود . |
| حمل ونقل |
| صادرات |
1 - آنچه از محلی خارج کنند و به جای دیگر فرستند . 2 - کالاهایی که از کشوری به کشوری دیگر ارسال شود، مقابل واردات . |
هرجاییاززمینکهمردماز آنجارفتو آمدکنند, محلعبور, گذرگاه،جاده.

نقشه كشور عراق
پرچم كشور عراق
| دما |
|
دماسنج |
|
|
آب وهوا |
![]() |
|
راهنمای نقشه ورقه ای که شخص را از امور معینی آگاه کند : راهنمای استان،راهنمای شهر ،راهنمای حرکت قطارهاو...به راهنمای نقشه مقابل توجه کنید. |
|
نقشه |
دومین رود بلند ایران سفیدرود است. نام باستانی آن رود آمارد بودهاست. از ترکیب دو رود شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل شکل میگیرد و تا ریختن به دریای خزر عرض استان گیلان را میپیماید. سرچشمه آن در کوه چهل چشمه کردستان است و بهطرف مشرق رفته داخل ناحیه گروس میشود و در این محل شعبه دیگری بهمین اسم که از کوههای پنجهعلی در شمال غربی همدان جاری است ضمیمه آن میشود و درگروس و شعبات متعدد دیگری به آن پیوسته و بهطرف شمال رفته به میانج میرسد و در آنجا شعبات قرانقو و میانه (میانج) و هشترود و آبهای کوه سهند و بزغوش را وارد آن میکند. پس از آن به جنوب شرقی برگشته و زنجانرود که سرچشمه آن از چمن سلطانیه است از ساحل یمین وارد آن میگردد. بعد شعبات کوچک دیگر از کوههای طارم به آن ملحق شده وارد تنگه منجیل میشود و قبل از منجیل شاهرود که از الموت و طالقان سرچشمه میگیرد و طارم پائین (طارم سفلی) را مشروب میکند و به قزل اوزن پیوسته از این محل به بعد در همه جا سفیدرود نامیده میشود. و از منجیل تا ساحل دریا همه جا سفیدرود به سمت شمال شرقی جاری و جریانش سریع و مقدار آب آن زیاد است. از منجیل تا گندلان بستر آن بین دو کوه و بسیار باریک و از این نقطه به بعد دلتای وسیعی با شعبات زیاد تشکیل داده شعبه اصلی آن در حسنکیاده به دریای خزرمیریزد.
![]()
از مهمترین مشخصات صحراها بارش کمباران، کم بودن پوشش گیاهی و اختلاف زیاد دمای روزانه است. در واقع صحرا به نواحی اطلاق میشود که با کمی رطوبت، موجودات زنده و تغییر شدید دمای شب و روز مشخص میشوند. صحرای غربی نام یک منطقه جغرافیایی در جنوب مغرب یا مراکش است. در فارسی به صحرای بسیار خشک و خالی اصطلاحاً صحرای برهوت گفته میشود.
![]()
از آنجا که آب جمع شده در پشت یک سد، میتواند نیروی بسیار عظیمی به سد وارد کند، در طراحی سدها، اصلیترین مسئله استاتیکی(ایستایی)، غلبه بر این نیرو و رسیدن به شرایط پایداری است که با تخلیه و یا آبگیری سد، پیوسته برقرار باشد.
از نقطه نظر استاتیکی، سدها به دو گروه عمده تقسیم میگردند:
علاوه بر این انواع دیگری از سدها نیز وجود دارد مانند سدهای پایه دار، سدهای پشت بند دار و سدهای چوبی که به لحاظ اهمیت کمتر و استفاده ناچیز تر به آنها پرداخته نمیشود.
![]()
موتور متحرکی که از آب متحرک انرژی میگیرد. اولین توربینهای آبی چرخهای آبی بودند که برای گذر از چرخهای آبی به توربینهای مدرن ۱۰۰ سال سپری شد. در ادامه swirl در توربینها تحقق پیدا کرد که انرژی به یک جزء چرخان منتقل میشد. (البته در توربینهای ضربهای swirl وجود ندارد.)
![]()
پرآبترین و بزرگترین رودخانه ایران است.
این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانیترین رودی است که تنها در داخل ایران قرار دارد و در عین حال تنها رودخانه ایرانی است که به آبهای بینالمللی و اقیانوسهای جهان ارتباط دارد.
کارون تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است و آب آشامیدنی شهر اهواز از رودخانه کارون تامین میشود.
کارون از یک طرف در خرمشهر از طریق مصب خود به اروند رود که رودخانههای دجله و فرات از کشور عراق نیز به آن میریزند وصل میشود و از طرف دیگر به خلیج فارس و اقیانوس هند مرتبط میشود.
ایران از طریق اروند رود و کارون میتواند کالاهای تجارتی را از طریق کشتی و به وسیله حمل و نقل دریایی که ارزانترین وسیله حمل و نقل کالاست تا شهرستان اهواز و حتی شهرستان شوشتر برساند و در عین حال کالاهای ایرانی را به جهت صادرات از این شهرستانها تا بنادر بینالمللی خرمشهر و آبادان و بندر امام (ره) منتقل کند.
رودخانه کارون رودخانهای است که از نظر ارتفاع سطح آب و عرض و طول و از نظر جریان و گذر آب و عرض و طول مناسب آبخور جهت عبور کشتیهای کوچک به نام لبخ یا مرکب در حد و اندازه رودخانههای دجله و فرات و برای عبور این قبیل کشتیهای کوچک کاملا مناسب است.

کوهها ۵۲٪ آسیا، ۳۶٪ آمریکای شمالی، ۲۵٪ اروپا، ۲۲٪ آمریکای جنوبی، ۱۷٪ استرالیا و ۳٪ آفریقا را پوشاندهاند و روی هم رفته ۲۴٪ خشکیهای زمین را شامل میشوند. اما از هر ۱۰ نفر یک نفر در کوهها زندگی میکند. همه رودخانههای مهم جهان از کوهها سرچشمه میگیرند و بیش از نیمی از آبی که انسانها نیاز دارند از کوهها به دست میآید.
به سرزمینی که کوه فراوان داشته باشد کوهستان یا کوهساران گفته میشود. به زنجیرهای از کوههای بههمپیوسته، رشتهکوه گفته میشود.

رود آب شيريني است که در سطح خشکي جريان مي يابد و معمولاً به دريا مي ريزد. اين آب در يک راه آب(کانال) جريان دارد. کف کانال بستر ناميده مي شود و کناره هاي کانال کناره رود ناميده مي شوند
طریق. (آنندراج ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (دهار) (سروری ). بعربی صراط و طریق گویند. (برهان ). سبیل . (دهار) (ترجمان القرآن ). صراط. (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). در پهلوی راس و راه و در ایرانی باستان : رثیه و در اوستا، رایثیه و در کردی ، ری و ری ّ و در سرخه ای ، ولاسگردی را و در ارمنی ، ره و در سمنانی ، راج [ رَ اِ ] و در سنگسری ، راجن و در بلوچی ، راو راه ، و در افغانی ، لار .(از ذیل برهان قاطع چ معین ). بپهلوی راس . (از فرهنگایران باستان ص 225). جای عبور که لفظ عربیش طریق است ، در پهلوی «راس » و در اوستا «ریثیه » و در سنکریت «رتهیا» بوده . (فرهنگ نظام ). جاده که جای عبور و مروراست . (
منزل . (یادداشت بخط مولف ). محل فرودآمدن . (آنندراج ).
اینکو ترمز به مسائل مرتبط با حمل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ میدهد.مسائلی شامل حمل کالاها، ترخیص کالاها، واردات و صادرات کالاها، اینکه چه کسی مسئول پرداخت میباشد و اینکه ریسک جابجایی و انتقال کالا در مراحل مختلف حمل بر عهده چه کسی میباشد. اصطلاحات مختلف اینکوترمز(Incoterms) معمولأ با ذکر مکانهای جغرافیایی مورد استفاده قرار میگیرد نه عناوین مرتبط با جابجایی. اینکو ترمز توسط اطاق بازرگانی بینالمللی Internationa Chamber Of Commerce تهیه و تدوین شدهاست. اینکوترمز به چهار گروه زیر با اصطلاحات وابسته به هر گروه تقسیم شدهاست.
مخفف اصطلاح Ex Works
تعریف : تحویل کالا در نقطه عزیمت در مبدأ ( محل کار).
مخفف اصطلاح Free Carrier
تعریف : تحویل کالا به حمل کننده در مبدأ ( تحویل کالا داخل کامیون، ریل و هواپیما) . با توجه به اینکه محل تحویل کشور خریدار باشد، بارگیری با خریدار است و نقطه ریسک میباشد. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل و بیمه با خریدار (نه الزاما).
مخفف اصطلاح Free Alongside Ship
تعریف : تحویل کالا در کنار کشتی در مبدأ. محل خاتمه ریسک فروشنده کنار کشتی در بندر است. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل و بیمه و بازرسی با خریدار است.
مخفف اصطلاح Free On Board
تعریف : تحویل کالا در عرشه کشتی در مبدأ. فروشنده وقتی کالا را از روی نرده کشتی عبور داد ریسک خود را خاتمه دادهاست. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل از بندر تحویل و بیمه و بازرسی با خریدار است.
مخفف اصطلاح Cost and Freight
تعریف : ارزش و کرایه حمل تا مقصد . C&F سابق است ولی مخصوص حمل دریایی .کالا وقتی از روی نرده کشتی عبور میکند (بارگیری میشود) مسئولیت فروشنده خاتمه میابد .هزینه بیمه با خریدار است .هزینه حمل با فروشندهاست .عقد قرارداد بیمه با خریدار است .و عقد قرارداد حمل با فروشنده .
مخفف اصطلاح Cost, Insurance and Freight
تعریف : ارزش، بیمه و کرایه حمل تا مقصد. مخصوص حمل دریایی میباشد. کالا وقتی از روی نرده کشتی بارگیری میشود مسئولیت فروشنده خاتمه میابد. هزینه حمل و بیمه با فروشندهاست. عقد قرارداد حمل و بیمه با فروشندهاست.
مخفف اصطلاح Carriage Paid To
تعریف : تحویل با پرداخت کرایه حمل تا مقصد. حمل مرکب ولی بیشتر برای طرق زمینی یا هوایی استفاده میشود. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را تحویل اولین حمل کننده میدهد خاتمه میابد. هزینه حمل با فروشنده تا نقطه معین طبق قرارداد. هزینه بیمه خریدار. عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.
مخفف اصطلاح Carriage and Insurance Paid to
تعریف : تحویل با پرداخت کرایه حمل و بیمه تا مقصد. روش حمل مرکب میباشد. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را به نقطه توافق شده میرساند خاتمه میابد. هزینه بیمه و حمل با فروشندهاست. عقد قرارداد بیمه و حمل با فروشندهاست. عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.
مخفف اصطلاح Delivered At Frontier
تعریف : تحویل در مرز ( مرز تعیین شده ).
مخفف اصطلاح Delivered Ex Ship
تعریف : تحویل در عرشه کشتی ( در مقصد ).
مخفف اصطلاح Delivered Ex Quay
تعریف : تحویل در اسکله ( در مقصد ).
مخفف اصطلاح Delivered Duty Unpaid
تعریف : تحویل در مقصد بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی.
مخفف اصطلاح Delivered Duty Paid
تعریف : تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی.
جزیره(1) ، خشكی یا قطعه زمینی كه دور تا دور آن را آب فراگرفته و كوچكتر از قاره باشد. در فارسی به آن آبچوست، آبخست، آبخو (برهان، ذیل «آبخوست»؛ معین، ذیل «آبخوست») و آداك (نفیسی، ذیل «آداك») گفتهاند. جزیره واژه ای عربی می باشد . محدودههای جغرافیایی جدا مانده از جاهای دیگر یا مختص افراد خاص نیز جزیره نامیده میشود ( فرهنگ بزرگ سخن ، ذیل واژه). در متون جغرافیایی اسلامی، به شبهجزیره یا مجمعالجزایر نیز جزیره گفته شده است، مانند جزایر اندلس، الجزیرة الخضراء در اسپانیا و جزیرة العرب ( رجوع کند به ابنفقیه، ص 128؛ ابوالفداء، ص 165؛ رفعت، ج 3، ص 32). این كلمه توسعاً به خشكیای كه رودهای بزرگ آن را احاطه كرده باشند یا به قطعه زمینی كه صحرا آن را از دیگر اقلیمها جدا كرده باشد و نیز به نواحی مجاور دریا اطلاق میشد. مثلاً، در متون تاریخی به زمینهای بین رودهای دجله و فرات، جزیره میگفتند ( رجوع کنید به اصطخری، ص 71؛ یاقوت حموی، ذیل «جزیرة أَقُور»؛ ابوالفداء، ص 273؛ نیز رجوع کنید به جزیره ( 2 ) * ). در ایران به زمینهای بین رودهای كارون و بَهمنشیر، جزیره آبادان میگویند (اقتداری، ص740؛ علوی، ص 916). به بخشی از شمال افریقا كه از شمال به دریا و از جنوب به صحرای بزرگ افریقا محدود شده است، جزیره یا الجزیره میگویند.
مؤلف حدودالعالم (تألیف در 372) جزیره را هر زمین میان دریا و بالاتر از سطح آب، یا هر كوه میان آب تعریف كرده و پس از ذكر نام جزایر مشهور آن زمان، وسعت و شهرها و رودها و محصولات و مردمان آنها را وصف نموده است. جزیرههایی كه او نام برده است عبارتاند از: فضه در دریای اقیانوس مشرقی (اقیانوس آرام)؛ و سیزده جزیره در دریای اعظم (اقیانوس هند) به نامهای ذَهَبیه، طَبَرنا (بین چین و هند)، رامی (در حدود سرندیب)، صَریح (در مغرب سرندیب)، جابه و سَلاهِط (جاوه و سوماترا)، بالوس (در مغرب جابه)، كَلْه (در جنوب بالوس)، بَنْكالوس (در مغرب كله)، هَرَنْج (نزدیك سَندان؟)، لافْت (در برابر دریای پارس)، ناره (در خط استوا)، وال (در دریای پارس)؛ خارك در دریای پارس و دو جزیره كوچك بهنام سَقیطرا (سوكوترا) در نزدیكی عمان. در دریای اقیانوس مغربی (اقیانوس اطلس) نیز 25 جزیره را وصف كرده است: شش جزیره به نام جزایر خالیه در برابر بلاد سودان؛ جزایری به نام عدیره/ غدیره در پیوستگاه دریای روم (مدیترانه) و دریای اقیانوس مغربی؛ دو جزیره به نامهای روذَس و ارواذ در برابر بلاد روم؛ جزیره مردان و جزیره زنان در ناحیه شمال بلاد روم؛ دوازده جزیره به نام برطانیه (بریتانیا) در ناحیه شمال؛ جزیره طوس در شمال جزایر برطانیه و جزیره ثولی كه طول بعضی از شهرهای شمال را از آن گرفتهاند. وی در دریای روم، شش جزیره (قبرس، قریس، بالُس، صِقلیه/ سیسیل ، سَرْدانیه/ ساردنی، اِقریطِش/ كرت) را وصف كرده است. همچنین جزیره كبودان را در دریای ارمینیه، و جزیره الباب و جزیره سیاهكوه را در دریای خزران وصف نموده و یادآوری كرده است كه تمام جزایر عالم همینها بودهاند ( رجوع کنید به ص 18ـ24).
یاقوت حموی در 623 در معجمالبلدان جزیره را به معنای خشكی محصور در آب در نظر نگرفته، بلكه هر مكان جغرافیایی را كه با كلمه جزیره شروع میشود، در فهرست خود آورده است. نام نواحی محصور در بین بعضی از پدیدههای طبیعی نیز در این فهرست آمده كه از آن جمله است: جزیره أَقُور (بین دجله و فرات)، الجزیره الخضراء * (شهری در اندلس)، جزیره شریك * (كورهای در افریقا، در حوالی تونس)، جزیره شُكُر/ شقر (در مشرق اندلس)، جزیره العرب * ، جزیره ابنعمر * (شهری در شمال موصل) و چند جزیره دیگر.